تبليغاتX
۩۩۩۩۩۩ عکس و اس ام اس ۩۩۩۩۩۩






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



اندرز آدربادما را سپند موبد موبدان زمان ساسانیان

31 با مرد نادان راز خود مگو

32 حضور دانشمندان را گرامي دار و از ايشان سوال كن و جواب بشنو

33 به هيچكس دروغ مگوي

34 از بي شرم مال مگير

35 به نزد بدكارچيزي گرو مگذار

36 نه به راست نه به دروغ هرگز سوگند مخور

37 چون خواهي عروسي كن اول مال فراهم كن

38 خود براي خود زن انتخاب كن

39 تا تواني مردم را به زبان ميذار

40 اگر در پي مال و مكنتي اول ملك و آب بخر زيرا اگر ثمر ندهد اصل آن باقي است

41 به ضرر و دشمني راضي مشو

42 مي تواني از مال خود دادودهش نما

43 كسي را فريب مده تا دردمند نشوي

44 پيشواي نيك را گرامي و سخنش بپذير

45 جز از خويشان و دوستان چيزي وام مگير

46 دختر شرمگين را دوست بدار و او را به مرد هوشيار و دانايي به عروسي ده زيرا مرد دانا و هوشيار مانند زمين نيكي است كه چون تخم در آن بكارند حاصل نيك و فروان از آن به عمل آيد.

47 سخن آشكارا بيان كن.

48 بدون انديشه سخن مگوي.

49 بر خلاف قانون به كسي وام مده.

50 با زن فرزانه و شرمگين عروسي كن و او را دوست بدار.


نويسنده: پیمان مورخ: جمعه 1387/09/29 در ساعت: 10:26
|+|



 

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*


نويسنده: پیمان مورخ: شنبه 1387/06/30 در ساعت: 17:35
|+|



جملات عاشقانه


 

گناه من عاشق شدن بود و اشتباه من با تو ماندن گناه خويش را ميپذيرم و با خود عهد بسته ام که ديگر اشتباه نکنم!

 

 

 

اي هواي زنده بودنم شعار است که ميگويم

ستاره ها را از آسمان برايت ميچينم و يا خورشيد را

با شبهايت آشتي ميدهم ....

شعار است که ميگويم به اندازه يک دريا براي تو اشک ريختم

اما اين که ميگويم بدون تو حتي يک لحظه هم

نميتوانم زندگي کنم شعار نيست!

 

 

 

 

اي عشق من با يکدلي ، يکرنگي ، صداقت ، با قلبي پاک عاشقانه تر

از هميشه با تو مي مانم

و باور کن که خيلي دوستت دارم !

 

 

 

 

تا زنده ام ميگويم که دوستت دارم، اما زماني که از اين دنيا رفتم در وصيتم مينويسم که بر روي سنگ قبرم بنويسند که خيلي دوستت داشتم و در آن دنيا نيز فراموشت نخواهم کرد! اي گل هميشه بهار من

 

 

دلم بدجور براي تو

براي حرفهايت

درد دلهايت

صداي گريه هايت

تنگ شده است...

عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم

و مني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم...

 

 

من همانم که لحظه هايم را به ياد عشقم سپري ميکنم

با ياد او اشک ميريزم و در کوچه دلتنگي ها

نام  مقدس او را فرياد ميزنم

فرياد ميزنم تا تمام پنجره هاي خاموش

با فرياد من روشن شوند

و بگويند اين ديوانه کيست؟

 

 

بي تو هواي دلم هميشه ابري است،

آسمان چشمانم هميشه باراني است

بي تو غروب ها برايم جهنم واقعي است و

سحرگاه طلوع خورشيد دلم خيالي است

بي تو زندگي بي مفهوم است، عشق

و عاشقي در دلم دور است

بي تو ديگر مجالي براي زندگي دوباره نيست، آرزوي قلبم مرگ است

 

 

اين لحظات زيباي عاشقي را از من نگير!

بگذار عاشق بمانم ، اين قلب عاشق را از من نگير!

دستهاي گرمت را از من جدا نکن ...

بگذار دوستت داشته باشم مرا در به در اين دنياي بي محبت نکن!

 

 

بگذار در عشق تو بسوزم ، آب سرد بر روي آتش عشقم نريز!

مرا تنها نگذار و در سيلاب نااميدي رها نکن....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نويسنده: پیمان مورخ: چهارشنبه 1387/05/16 در ساعت: 15:52
|+|



love picture

 

love

 

 

 

 

my love

 

 

عشق من

 

 

my love

 

be my love

 

love

 

 

 

 

love picture

 

 

عشق

 

 

 

just love

عشق


نويسنده: پیمان مورخ: سه شنبه 1387/04/25 در ساعت: 12:29
|+|



روزت مبارک مادر

سلام مادر

مهربانترن موجود هستی

سلام به روی ماهت که جانم در ان است

سلام به دوستم که گل واژه هستی را با خود دارد

مادر

 

 

مادر

 

مادر

 

 

 


نويسنده: پیمان مورخ: سه شنبه 1387/04/04 در ساعت: 19:21
|+|



 

لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ

                                

                          عشق بازان چنين،

مستحق حجرانند.

 

 

 

 


وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم...

               
               
كه در طريقت ما كافريست رنجيدن.

 

 

 

 


خبري هست كه مرغان سحر ميگويند

  

              آخر اي خفته...

                                 سر از خواب جهالت بردار.

 

زندگي تفسير سه كلمه است:

 

                خنديدن،بخشيدن و فراموش كردن.

         پس

 

                         بخند و ببخش و فراموش كن.

 


          

لحظه ها رفتني و خاطره ها ماندنيست...

 

       تمام ابديت عشق را به يك نگاه ميفروختم،

 

 

اگر لحظه ها ماندني بود و خاطره ها رفتني...

 

 

 

همه دوست دارن به بهشت برن اما كسي دوست نداره بميره...

 

ولي بهشت رفتن جرعت مردن ميخواد.

 

 

 

 


روزي مجنون از ميان سجاده مرد نمازگذاري ميگذشت.

 

مرد گفت: هي!

               

             مگر نميبيني با معشوقه خود رازو نياز ميكنم؟

 

مجنون گفت: من كه عاشق ليلي هستم تو را نديدم. تو كه عاشق

 

        خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟

 

 

 


نويسنده: پیمان مورخ: دوشنبه 1387/04/03 در ساعت: 16:40
|+|



sms

 اس ام اس عاشقانه

axduoni.blogfa

 


شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسمونی که اندازه نداره ...

 

من ریسمان عشق ترا پاره می کنم.شاید گره خورد و به تو نزدیکتر شوم.

 

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند در سختیها ، باید زیباترینها را بیافرینند...روزگارت نیلوفری باد

 

بدترین گناه آن است که به کسی که ترا راستگو می پندارد دروغ بگویی

 

اگه خرابي خرابتم
اگه مستي شرابتم
اگه هستي كنارتم
اگه نيستي به يادتم


کسی چون تو مرا غريب و تنها نگذاشت
 اين گونه در التهاب فردا نگذاشت
سوگند نمی خورم ولی باور کن...
 کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت

 

به خاطر داشته باش تاريك ترين لحظه شب ، نزديك ترين لحظه به طلوع خورشيده ،‌پس از تاريكي زندگيت دلگير نشو

 


اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است.

 

عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.

 

زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست.

 

قلب من در شهر چشمان تو جا مانده ...
قدر يك شب هم شده از آن پرستاري كن...

 


به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ...
و من را دلتنگ دوستان آفريد ...

 


شاد باش كه از شادي تو دلشادم ، تا تو شادي ز غم هر دو جهان آزادم ، لذت زندگي من همه خرسندي توست ، بي وفايم كه وفايت برود از يادم ...

 


دقايقي توي زندگيت هستكه دلت مي خواد اوني رو كه خيلي دوسش داري از توي روياهات بيرون كني و
.
.
.
توي دنياي واقعي در آغوش بگيري و بهش بگي كه دوستش داري...

 


در كنار ساحلت من قايقي شكسته ام
تو همان ساحل عشقي كه به تو دل بسته ام.

 

رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن
به اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن...

 

زبوني كه حرف هاي قشنگ نزنه به درد بستني قيفي مي خوره .!!!

 


عشق تو تعطيلي نداره ،‌به فكر خودت نيستي فكري به حال خستگي ما بكن
ما هر روز تا دير وقت خرابتيم ...

 


پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد
اين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد.

 

اگه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني؟

 


فقط يك دسته از انسان ها هستند كه از مشكلات روزمره زندگي دورند...
و اونها كسي نيستن چز اونايي كه توي قبرشون خوابيدن

 


اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من
اي كلامت بهترين اثبات عشق ،‌ با تو ماندن آرزوي  روياي من

 

وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي

 

لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما مي‌خندد از پيله درآمديم و پروانه شديم

 


اگه می تونستم مجازاتت کنم ، مجبورت میکردم همون اندازه که دوستت دارم ، دوستم داشته باشی.

 

یک دم گمان مبر ، زخیال تو غافلم

گر مانده ام خموش ، خدا  داند و دلم


 تو رفیق لحظه های منی ، دوستت دارم از طلوع عشق تا غروب ِ سرنوشت ...


 از بس که نفس بی یاد عشق تو زدم

      یــاد تــو به جــای نفســم مــی آیــد


 جز توکل بر خدا ، سرمایه ای در کار نیست

هر که را باشد توکل ، کار او دشوار نیست

 

هرچي عشقه با نگينش ، هرچي خوبه بهترينش ، آسمونا با زمينش همشون فداي تو


 
 هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن !


 


 
 انجماد قلبها را از خشکسالي چشمها مي توان فهميد، چشمي که گريستن نمي تواند ، زيستن نمي داند...

 



 روزم خوش است چرا که براي تو مي خوانم ، شبم خوش است چرا که براي من مي خواني. روزگارم خوش نيست چرا که با هم نمي خوانيم...


 
 اداره برق از دستتون خيلي گله داره آخه برق چشماتون دل همه رو برده !


 
 تو پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم بعدش دلتو پنچر کردم تا از دلم نري!


 
 در پاسخ نامه ام گل يخ دادي هربار مرا وعده دوزخ دادي يک بار برو کلاس خياطي عشق شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي

خيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته


 
 تو اي زيباترين شعر رهايي تو اي گلبرگ سرخ آشنايي ميان کوچه هاي قلب تارم به دنبال تو مي گردم کجايي

 


 
 منتظر لحظه ديدار تو هستم سهل است بگويم که گرفتار تو هستم اي عشق تو رفتي و مرا ساده شکستي من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم هرچند که دور از مني و من ز تو دورم بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 


 
 سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي نيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود

 


 
 در آغاز آفرينش يکروز دروغ و حقيقت رفتند کنار رودخانه ، دروغ گفت : بيا شنا کنيم و حقيقت ساده دل قبول کرد؛ امام تا لباس هايش را در آورد و در آب رفت ، دروغ لباس او را دزديد و رفت... از آن به بعد حقيقت بيچاره عريان ماند و مردم دروغ را با لباس حقيقت ديدند...!!!

 


 
 ميدوني چرا غروب سرخه؟ چون خورشيد مي بينه من و تو همديگرو دوست داريم آتيش ميگيره!

 


 
 آه ترسم شبي طوفان شود ساحل اميد من ويران شود گر زدريا قطره اي هم کم شود مرغ طوفان سينه اش پرغم شود اي دلت درياي پاک و روشنم مرغ بوطيمار اين دريا منم


 
 در يک نگاهت زندگي را آموختم . با يک نگاهت شروع به زندگي کردم و به يک نگاهت زندگي را باختم اي دوست!

 


 
 وقتي دهکده اي آتش مي گيرد همه دودش را مي بينند اما وقتي قلبي آتش مي گيرد کسي شعله اش را نمي بيند.

 


 
 هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه برد باز به او اعتماد کن چون يا تورا از پشت خواهد گرفت يا پرواز را به تو خواهد آموخت!

 


 

 


 جاذبه چشمانت را وقتي که اولين سيب سرخ دلم افتاد فهميدم.

 


 
 آخر يه روز پرينت قلبم رو ميگيرم تا باورت بشه که با هربار نفسم 100 بار ميگم دوستت دارم.

 


 سرانجام آدمي در چيزها هيچ چيز نمي يابد جز آنچه که خود در آنها نهاده است.

 


 
 به تو سپرده بودمش، به هزار و يک اميد و امروز براي هزار و يکمين بار دلمو ميبرم تا شکستگيشو گچ بگيرم.

 


 
 ميروي و گريه مي آيد مرا اندکي بنشين که باران بگذرد

 


 
 خدايم ! مرا متبرک گردان تا ، چون گلها که به خورشيد رو مي کنند ، پيوسته به تو رو کنم. باشد که گلي باشم در باغچه تو و عطر من ، شادي کوچکي به زندگي کساني که از شادي محرومند ، ببخشد...* * جي.واسوني

 


 
 چرا وقتي کسي که عاشقش هستي ميميره تو فقط گريه ميکني؟چون فقط بهش عادت کردي. ولي اگه واقعا" عاشقش بودي تو هم ميمردي

 


 
 پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترين پرنسس روي زمينم....اما بي تو همون سيندرلاي کفش کتوني مي مونم

 


 
 وقتي چشم اميدتان به خدا باشد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که راست نباشد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که پيش نيايد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که دير نپايد

 


 
 دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست

 


 
 زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن

 


 
 اگر يادت کنم ديوانه مي شم / فراموشت کنم بيگانه ميشم / اگر ترکت کنم ميميرم از غم / فراموشت کنم مي پاشم از هم

 


گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟

 


 
 شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.

 


 
 گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري از زلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من ... انتظار سرراهش را داد ..!

 

 از شمع 3 چيز آموختم :
 ايستاده بميرم
 بي صدا بميرم
 به پايه دوست بميرم.

 


آنچنان عاشق نبودم تا سزاوار تو باشم, مايه‌ي گنجي نبودم تا خريدار تو باشم, عشقه من آلود با چونو چراي زندگي شد خاليو خالص نبودم تا که سرشار تو باشم, اي تو برتر از گمان والاتر از فکرو تخيل حيف بودي حيف بودي اينکه من يار تو باشم.

 


 
 دل ما که شکست کسي صدايش نشنيد اري دل مرد بي صدا مي شکند

 


 

 


 تو چشمام نگاه کن ببين چه بيقرارم با هر نگاه هزاربار ميگم دوست دارم

 


 ميگن خدا ابرها رو به گريه ميندزه که گل بخنده پس هر وقت خنديدي بدون يکي واسه خوش حاليت گريه ميکنه گل من .



نويسنده: پیمان مورخ: شنبه 1387/03/25 در ساعت: 20:25
|+|



یه بدون شرح دیگه

تو در وقت گن

در مصر شوریده ای بود و می گفت : در طریقت اگر عاشقی در غم عشق بمیرد عجب نیست . عجب آنست که در سوز عشق یک روز زنده بماند.

 

 

آنچه تو سالها صرف ساختنش ميكني، شخصي ميتواند يك شبه آنرا خراب كند،با اين حال سازنده باش

 

 

عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی محدودی آن را دیده اند.

 

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

 

تا زماني كه به فردا اميدواري اقتدار ازان توست.انچه كه كرم ابريشم انرا پايان دنيا مي پندارد در نظر پروانه اغاز زندگيست

 

بزرگترین افسوس آدمی این است که حس می کند می خواهد اما نمی تواند، و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما نمی خواست

 

هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند

 

با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه
با خبر باش كه من غرق گناهم همه عمر

 

مهم نيست كه چند بهار در كنار هم زندگي كنيم،مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است .
در پايان زندگي،خيلي از ما خواهيم گفت:
كاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه كنيم !

 

 

 

 

فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست

 

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!

 

حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...

 

 

احساس سوختن به تماشا نمی ارزد آتش بگیر تا بدانی چه می کشم

 

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

 

**

 

اگر می خوای ارزشت را نزد خدا بدانی ، نگاه کن ببین ارزش خدا نزد

 

اه چه قدر است


نويسنده: پیمان مورخ: یکشنبه 1387/02/22 در ساعت: 21:20
|+|



دست نياز

 


نويسنده: پیمان مورخ: چهارشنبه 1387/02/18 در ساعت: 19:24
|+|



بدون شرح

 

 

 

آسمون به ماه میگه : عشق یعنی چی ؟

ماه میگه : یعنی آمدن دوباره‌ی تو

ماه میگه : تو بگو عشق یعنی چی؟

آسمون میگه : انتظار دیدن تو !

 

بهترین دوست اونه که ساعتها با اون روی یک سکو بشینی و حرفی نزنی ،

وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوهای دنیا رو باهاش داشتی .

 

 

 

 

 

اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اين‌ها مى‌شکنند ،

صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند ...

‌((چارلز ديکنز))

 

 

 

 

 

در همه عالم كسي به ياد ندارد

نغمه سرايي كه يك ترانه بخواند

تنها با يك ترانه در همه ي عمر

نامش اينگونه جاودانه بماند

 

صبح كه در شهر ، آن ترانه درخشيد

نرمي مهتاب داشت ، گرمي خورشيد

بانگ : هزار آفرين ! زهر جا برشد

شور و سروري به جان مردم بخشيد

 

نغمه ، پيامي ز عشق بود و ز پيكار

مشعل شب هاي رهروان فداكار

شعله بر افروختن به قلعه كوهسار

بوسه به ياران ، اميد و وعده به ديدار

 

خلق ! به بانگ " مرا ببوس " تو بر خاست

شهر ! به ساز " مرا ببوس " تو رقصيد

هر كس به هر كس رسيد نام تو را پرسيد

هركه دلي داشت ، بوسه داد و ببوسيد

 

ياد تو در خاطرم هميشه شكفته است

كودك من ، با " مرا ببوس " تو خفته است

ملت من ، با " مرا ببوس " تو بيدار

خاطره ها در ترانه ي تو نهفته است

 

روي تو رو بوسه داده ايم ، چه بسيار

خاك تو را بوسه مي دهيم دگر بار

ماهمگي " سوي سرنوشت " روانيم

زود رسيدي ! برو ، خدانگهدار

 

هاله ي مهر است اين ترانه ، بدانيد

بانگ اراده است اين ترانه ، بخوانيد

بوسه ي او را به چهره ها بنشانيد

آتش او را به قلعه ها برسانيد

 

 

  

 

هنگاميکه از جاده های شب عبور ميکنی هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد برای تو بيگانه طلوع

خواهد کرد و قلبی که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معنی لغت عشق را نخواهد داشت .

 

 

 


نويسنده: پیمان مورخ: چهارشنبه 1387/02/18 در ساعت: 15:18
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog



انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو