گناه من عاشق شدن بود و اشتباه من با تو ماندن گناه خويش را ميپذيرم و با خود عهد بسته ام که ديگر اشتباه نکنم!
اي هواي زنده بودنم شعار است که ميگويم
ستاره ها را از آسمان برايت ميچينم و يا خورشيد را
با شبهايت آشتي ميدهم ....
شعار است که ميگويم به اندازه يک دريا براي تو اشک ريختم
اما اين که ميگويم بدون تو حتي يک لحظه هم
نميتوانم زندگي کنم شعار نيست!
اي عشق من با يکدلي ، يکرنگي ، صداقت ، با قلبي پاک عاشقانه تر
از هميشه با تو مي مانم
و باور کن که خيلي دوستت دارم !
تا زنده ام ميگويم که دوستت دارم، اما زماني که از اين دنيا رفتم در وصيتم مينويسم که بر روي سنگ قبرم بنويسند که خيلي دوستت داشتم و در آن دنيا نيز فراموشت نخواهم کرد! اي گل هميشه بهار من
دلم بدجور براي تو
براي حرفهايت
درد دلهايت
صداي گريه هايت
تنگ شده است...
عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم
و مني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم...
من همانم که لحظه هايم را به ياد عشقم سپري ميکنم
با ياد او اشک ميريزم و در کوچه دلتنگي ها
ناممقدس او را فرياد ميزنم
فرياد ميزنم تا تمام پنجره هاي خاموش
با فرياد من روشن شوند
و بگويند اين ديوانه کيست؟
بي تو هواي دلم هميشه ابري است،
آسمان چشمانم هميشه باراني است
بي تو غروب ها برايم جهنم واقعي است و
سحرگاه طلوع خورشيد دلم خيالي است
بي تو زندگي بي مفهوم است، عشق
و عاشقي در دلم دور است
بي تو ديگر مجالي براي زندگي دوباره نيست، آرزوي قلبم مرگ است
اين لحظات زيباي عاشقي را از من نگير!
بگذار عاشق بمانم ، اين قلب عاشق را از من نگير!
دستهاي گرمت را از من جدا نکن ...
بگذار دوستت داشته باشم مرا در به در اين دنياي بي محبت نکن!
بگذار در عشق تو بسوزم ، آب سرد بر روي آتش عشقم نريز!